اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

دارا و سارا

1392/6/28 16:44
نویسنده : ماماني
326 بازدید
اشتراک گذاری

خوشگلم امروز همراه بابایی به مهد جدید رفتیم من که خوشم اومد.اما تو همچین خودتو باختی که نگو.یک کلام صحبت نکردی.حتی نیومدی تا آشپزخونه رو ببینیم.خدا کنه به بهانه داداشی بری.البته راهش یه کم دوره و باید صبح خودم ببرمتون.اگه از مهد تو کوچه مون متنفر نمی شدی که خوب اینجا خیلی نزدیک بود ولی چه میشه کرد؟دعا میکنم زود دوست پیدا کنی و به شرایط جدید عادت کنی.عزیزم دیگه داری بزرگ میشی.امیدوارم یه روز بیام و اینجا رو بخونم و به این نگرانی هام بخندم.خیلی دوست دارم خوشگل مهربونم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)