امیرحسین ۱۸ساله من😍
سلام از اول آبان ۱۴۰۵ مهر با جابجایی محل کارم شروع شد.خب با خاله سمانه یه جاییم مدرسه اینقدر نزدیکه که پیاده میتونم برم کارم خیلی سبک تر شده اما همکارای مدرسه ی قبلی همه دوستام بودن صمیمی بودیم اینجا یه نقطع دیگه است و اون راحتی رو ندارم. امسال استمرار زدم.رتبه ی آخری رو گرفتم ️ ️ اما این یک ماهه کمردرد امانمو بریده خیلی ناجور درد دارم.میزنه به باسن و این هفته ی اخری ردی پام مور مور میشه و کل پاهام سوزن سوزن دوباره دکتر رفتم و گفت مراعات کن دو تا آمپول و داروها رو عوض کرد. امیرحسین جان برا کنکور میخونه واعصاب خوردیهای خودشو داره.خدایا زحماتشو ببین ظهرا دنبال امیرعلی میرم و گاهی بابابزرگ و مامانی رو هم میبرم. خدایا شکرت ...








