اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 9 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 3 ماه سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 14 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

بیستمین سالگرد عقدمون ۲۵خرداد۱۴۰۴

بیستمین سالگرد عقدمون بود امشب.هیچوقت فکر نمیکردم وسط جنگ باشیم.خدا به خیر کنه.بیشتر زیرساخت‌ها دارن نابود میشن😔😔😔 و منی که به بچه ها میگم اصلا نگران نباشین با ما کاری ندارن و امیرعلی زودباور من🌺 و امیرحسین جانی که چند سال بیشر از سنش میفهمه. امتحانات مدارس لغو شده. خداروشکر بچه های ما امروز آخرین امتحانشونو دادن. امتحان تیزهوشانم که جمعه بود لغو شد و امیرمحمد ناراحته برا تعطیلی تابستونش خدایا مواظب بچه هامون باش. الهم عجل لولیک الفرج
30 خرداد 1404

آخرین روز اردیبهشت

امروز از طرف انجمن همایش پیاده روی بادامشک رفتیم عالی بود دوستامونو دیدیم الان ۲نصفه شبه و از خونه ی جدید برگشتیم آخرین شبیه که تو این خونه میخوابیم آخرین روز اردیبهشت...
1 خرداد 1404

اردیبهشت۱۴۰۴

یکشنبه کلید خونمونو تحویل گرفتیم این هفته رو تمیزکاری داشتیم.بوفه رو جمع کردم و کابینتای آشپزخونه رو کم کم میچینم. امروز دیدار با رهبری داشتیم که نرفتم. سفرش با هواپیما نبود و با اتوبوس اداره کل باید میرفتیم. خونه ی اون وری هم امروز اجاره رفت.۵۰پیش و ۴تومن پنجشنبه شب آینه و قرآن بریدم.ساعت بود.ان شاءالله زندگی خوبی با اوقات خوش و همراه سلامتی تو این خونه داشته باشیم. ان شاءالله همه ی مستاجرا صاحب خونه بشن اردیبهشت۱۴۰۴...
28 ارديبهشت 1404

روز معلم۱۴۰۴

سلام .عکسمو بنر کردن تو سطح شهر.یه دیدار با استاندار و نماینده مجلس داشتیم.یه جلسه ی تجلیل.و دو تا مصاحبه ی دیگه.خداروشکر خوب بود ...
16 ارديبهشت 1404

معاون نمونه

سلامی دوباره.خب من معاون نمونه ی استانی شدم و دیشب هم تو برنامه پخش زنده ده دقیقه زمان داشتم که اینقدر خوب بود تبدیل به ۲۹دقیقه شد برای ارزیابی کشوری هم ماموریت به تهران داشتم و با هواپیما رفت و برگشتمون دوروزه شد.تجربه ی مصاحبه ی تو وزارتخونه و اتاق جلسات وزیر واقعا خوب بود.نکته ی جالب برای دیشب و تهران هم این بود که هیچکی باورش نمیشد ۲۹سال سابقه داشته باشم میگفتن پر پر پر ۱۴سال.دیشب که میگفتن دو سه سال🤭🤭🤭 همه ی خاله ها خونه ی بابابزرگ بودن و تلویزیون میدیدن. یه برنامه ی پخش رنده ی صبحم ازم دعوت کرد که نرفتم. دیروزم تو کار انجام شده قرار گرفتم و مجبوری رفتم هدیه اش هم مستقیم میره برا چک آخر خونه ای که خریدیم خدایا شکرت...
11 ارديبهشت 1404