اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

خوشگلم ورودت به پیش دبستانی1 مبارک

1392/7/4 20:28
نویسنده : ماماني
256 بازدید
اشتراک گذاری

پسر پیش دبستانی من سلام.
عزیزم اول مهر با گریه لباس پوشیدی و دم مهد فرارررررررررررررررر کردی اونم دو بار.ناچارا امیرمحمدو بهشون سپردم و اومدم دنبالت رفته بودی تو کوچه پشت ماشین قایم شده بودی.آخرش زهرا جون مربیت اومد بغلت کرد و بردت طفلکی.دیگه بهم گفتی مامان پس زود بیا دنبالم.منم که دیرم شده بود خداحافظی کردم و بدون گرفتن هیچ عکسی رفتم.یک ساعت بعد که زنگ زدم مدیرتون گفت داری میری چاشت بخوری و آرومی.ظهری هم بابابزرگ و مامانی دنبالت رفته بودند.
شب دوباره نمیخواستی بری و صبحش یه کوچولو گریه کردی.اما دم مهد مثل مرد باهام خداحافظی کرد.اون روز زودتر اومدم دنبالت و دم کلاست شنیدم که تو مسابقه سکوت برنده شدی و جایزه یه کتاب گرفتی.دیگه کم کم داری به مهدت عادت میکنی.امروزم یه جفت کفش ناز خریدی با چند جفت جوراب انگری برد و باب اسفنجی.دوست دارم.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)