اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

سرسره

سرسره خوشگلم سلام.بالاخره از تاب بازی خوشت ائومد و عاشق سرسره شدی.قبلا تاب بازی میکردی اما سرسره نه.اصلا.دیشب هم به اصرار بردیمون پارک و حسابی بازی کردی.خوشگلم هفته دیگه میری پیش 1.خدا کنه امسال به بهانه داداشی حداقل بری.خیلی دوست دارم بوس ...
26 شهريور 1392

مهربون مامان دوست دارم اندازه دنیا

خوشگلم اومدی بهم میگی بده خاطراتمو بنویسم.مامان عاشقته.میدونی دیشب سرفه ام گرفت یه هو دویدی تو هال و با دیدنم سریع یه لیوان آب آوردی و بهم میگی:مامان نفهمیدم چه جوری خودمو شستمو شلوارمو بالا کشیدم و اومدم پیشت!!!البته امیرمحمدم سریع با روروئکش اومد پیشم و خندید اخه داداشی به سرفه و خنده حساسه انگاری یکی قلقلکش بده قهقه میزنه و میخنده.فداتون بشم بوس.
26 شهريور 1392

سرلاک

خوشگلم برات سرلاک گندم با تکه های خرما خریدم.یه کوچولو میخوریش.عزیزم تو مهد میخوای چی بخوری از الان استرس هفته بعدو گرفتم.دوست دارم اندازه دنیا
26 شهريور 1392

اولین باری که واستادی و دست زدی.تولد امام رضا(ع)

امیرمحمد نازم وقتی میریم بیرون خیلی دوست داری پشت فرمان باشی و من خیلی سخت میتونم کنترلت کنم و حواست رو پرت کنم که هوس رانندگی نکنی...البته بابا همیشه تو رو پشت رول میذاره اما من ریسک نمی کنم. دیگه انقدر به مهر علاقه داری که مهر رو حتی از زیر پیشونییمون هم که شده به زور میکشی.حتی اگه تو روروئک باشی خودتو آویزون میکنی تا مهرو برداری و تستش کنی.امروزم ازم بالا رفتی واستادی دو تادست خوشگل زدی و بعد خودتو بهم گرفتی.خیلی دوست دارم.
26 شهريور 1392

علايق گل پسري

از علايق گل پسري ... همچنان موبايل بيچاره من رو مي خوره و البته اهنگاشرو مياره ... عشق دنبال جارو برقي راه افتادن عشق ماشين لباسشويي علاقه شديد شديد به ايستادن و از سر مبل تا ته مبل ها رو رفت و برگشت اونم با احتياط بالا که تا جاي پاشو پيدا نکنه قدم برنميداره علاقه به بالا رفتن ازمون و به خصوص کشيدن مويمن و خوردن کش سر مامانت شبا کماکان يک الي دو ميخوابه و موقع خواب همش پا ميشه و ميايسته و دوست نداره بخوابه.داداشيميگه اخه معلومه تاظهر که خوابه حالا خوابش نميبره. ..خوشگل پسر ما پريشب دندون بالاييش که از مدتها زير پوست معلوم بود بيرون اومد البته خيلي وقته که اذيت ميکنه و بالاخره چهار دندوني شد ...
20 شهريور 1392

خونه بابا بزرگ

عزيزم دلم واست تنگه.ديشب گير دادي که لامپ رو بهم بدين برم خونه بابابزرگ چراغ خوابشون رو روشن کنم.حالا از اون لامپاي گنده بود وقتي ديدي حرفتو گوش نداديمميگي شما که به حرفم گوش نميدين منم خونه بابابزرگ ميرم ديگه هم برنميگردم.همه لباساتو هم جمع کردي تو دو تا پلاستيک بزرگ و اخر شبي هم برديمت خونه بابابزرگ.اين قهر تا 2 شب ادامه داشت.
20 شهريور 1392

خوشگلم ده ماهگيت مبارک

روزهاي ما پر شده با شيرين کاري هاي جديد و نو به نو پسر عسلي ياد گرفتي با روروئکت بري توي اتاقا اينقدر ناز بلندش ميکني و از چارچوب ردش ميکني که نگو ياد گرفتي خودت بشيني و دوباره بخوابي کماکان ازلالايي متنفري
20 شهريور 1392