اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

خونه بابا بزرگ

1392/6/20 18:09
نویسنده : ماماني
196 بازدید
اشتراک گذاری


عزيزم دلم واست تنگه.ديشب گير دادي که لامپ رو بهم بدين برم خونه بابابزرگ چراغ خوابشون رو روشن کنم.حالا از اون لامپاي گنده بود وقتي ديدي حرفتو گوش نداديمميگي شما که به حرفم گوش نميدين منم خونه بابابزرگ ميرم ديگه هم برنميگردم.همه لباساتو هم جمع کردي تو دو تا پلاستيک بزرگ و اخر شبي هم برديمت خونه بابابزرگ.اين قهر تا 2 شب ادامه داشت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)