اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

محرم96

1396/7/8 17:15
نویسنده : ماماني
230 بازدید
اشتراک گذاری
سلام.پسرای گلم
محرم امسال هم شروع شد.پنجشنبه ظهر اومدیم هیات.تا شب.آخر شبی امیر حسین موند و ما برگشتیم.دوباره ظهر جمعه اومدمی.خونه مامانی هستیم.امیرحسین دو زنجیره تو هیات.پشتش قرمز شدهبا سجاده.
امیر محمدم پا به پای بابا زنجیر میزنه.
خدا رو شکر مستقل شده امسال.
امیر علی جانم اویزون منه.تو حسینیه چهار دست و پا میره و مدام دنبالشیم.

امروز تاسوعا بود.صبح خونه عمه رفتیم و چای روضه خوردیم.بعدم زیارت عاشورا و شله زرد.بعدم خونه جده.تا نهار.
الانم هیات ها میان رد میشن.بچه ها و مامانی تو منقل اسفند نمک درست کردن.بیشتر اتیش بازیه.
امشب شب عاشوراست.الان مامانی رفته قبرستون.قراره فردا صبحانه بدن و روضه بخونن برا خدابيامرز فاطی خانم.طفلی کوثر.خدا بهشون صبر بده.
فعلا امیر علی تو خونه وسطی خوابیده.بقیه رفتن گوجه چینی.
دوستون دارم.بوس





پسندها (1)

نظرات (0)