اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

مهر 96

1396/7/5 10:47
نویسنده : ماماني
209 بازدید
اشتراک گذاری
سلام
بالاخره اول مهر رسید.
با تموم استرس های خاص خودش.
امیر حسین جان که با سرویسش رفت.
من و امیر محمد و امیر علی هم رفتیم مهد.شروع خوبی بود.
سوار تاب و سرسره شدین.عکس گرفتیم.منم رفتم.
اما هر وقت زنگ زدم جیغ امیر علی می اومد.هیچی هم لب نزدی
ظهر که رسیدیم رو دست کمک مربی بودی بی حال.افتاده و گریه میگردی.
بغلت کردم زار زدی.
شیر خوردی و آروم گرفتی
و این قصه ادامه داره.
امروز که ساعت نه بابابزرگ اومدن دنبالتون.
راستی یکشنبه هم بابابزرگ و مامانی از مکه برگشتن
مامان جونم زودتر عادت کن.نمیتونم گریه اتو ببینم.
عاشقتم.بوووس
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)