اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

بشباق

1395/1/21 17:08
نویسنده : ماماني
339 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به امیرمحمد نازم.خوشگلم بالاخره ختنه ات بهتر شد و امروز مهد رفتی.شبا میگی برات قصه بگم و بعدش خودتم برام قصه میگی.داداشی زودتر میخوابهی و وقتی میخوام براش قصه بگم مدام میای برقو روشن میکنی موهاشو میکشی و اذیتش میکنی.آخرشم بدون قصه میام بیرون و اونم با چشم گریون میخوابه.خداییش خیلییی مراعاتت میکنه.بعد اگه سرم تو گوشی باشه دعوام میکنی و میگی:با من حرف بزن

بشباق-همون بشقاب

راه بسته است!!!جلو راه بچه ها رو میگیری

برای سیده زهرا قلدر بازی درمیاره

امروزم میخواستی خونه مامانی بمونین و با محمدمتین بازی کنی

دیروز از نیمه راه منو برگردوند که بمونین خونه بابابزرگ به دقیقه نرسید برگشتی

خیلی به من و بابا و سمیهونمونه وابسته ای.دقیقا برعکس داداشی

خیلی دوست دارم.بووووس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)