اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

امیرمحمد کلک

1393/11/12 22:16
نویسنده : ماماني
299 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرای نازم

صبح تا امیرحسین جان رو صدا میزنم بیدار میشه و دستشویی و مسواک و بعدم سریع لباس می پوشه تو این فاصله منم امیرمحمد و خودمو آماده میکنم و تا امیرحسین کفش ورزشیاشو بپوشه و آسانسور رو بزنه ما هم میایم.کیفا قبلا توسط بابایی به ماشین منتقل شده و میریم مهد.امروز امیرمحمد تو ماشین بیدار بود و تو مهد خانم محمدی رو که دید چشماشو بست تا اون بیچاره بغلش کنه و خوابش نپره به زور پلکاشو رو هم فشار میداد و اون وسط پله ها هم چشماشو باز کرد.اینم از کلک امیرمحمد جونمون.

اما دیشب تو خونه مامانی بهت گفته برو فلان چیزو بیار.تو هم گفتی:ای بابا!!! اینم از امیرمحمد حرف گوش کنمون.

امیرحسین جونم امروز بالاخره تونست پل بسازه و از یه تونل زمینی آب رو منتقل کنه اینم اولین اکتشاف امیرحسین جان.الانم دوتایی خونه بابابزرگ تو کرسی هستینودارم میام دنبالتون.بوس بوس بووووووووووووس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)