اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 18 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

اولین روز مهر93

1393/7/1 17:42
نویسنده : ماماني
260 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسرا امروز صبح آماده شدیم و سه تایی مهد رفتیم.در بدو ورود بهتون بیسکوییت تعارف کردن که امیرحسین جان تعارف کرد و برنداشت.اما امیرمحمد دو تا برداشت.بعدشم سکه تو صندوق انداختین صدقه برای سال و بعد سه تایی عکس گرفتیم.بعدش دوتایی بالا رفتین و باهاتون خداحافظی کردیم.خوشبختانه خوب بود اما امیرحسین کماکان رنگش زرد شده بود و خوب شد داداشی باهاش بود.ظهری هم زودتر اومدم دنبالتون امیرمحمد جان سی دی نگاه میکرد که با دیدنم خودشو لوس کرد و زد زیر گریه هرچند قبلش پیش داداشی هم رفته بود از اونجا پارک نزدیک مهدتون رفتیم و تاب بازی کردین و بعدم خونه برای اولین بار امیرمحمد ساعت 12 ظهر شیر خورد و خوابید الانم با بابایی رفتن خونه جدید براش مستاجر پیدا شده امیرحسین جانم بلوکای اسباب بازی رو سمتم پرتاب میکنه.مامانی شاهروده.خیلی دلمون واسشون تنگ شده.این بود انشای اول مهر من.دو.ستون دارم.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)