اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 23 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

غلت

1393/6/26 17:27
نویسنده : ماماني
287 بازدید
اشتراک گذاری

به اصرار امیرحسین جان تابه دو طرفه خریدم.حالا یه روز چربش کردیم و دل تو دل امیرحسین نیست که باهاش یه عالمه غذای خوشمزه بپزیم.

شبا خیلی غلت میزنی.بیچاره امیرمحمد تا صبح چند بار بیدار میشه و بعد من تا پاهاتو بندازیم اون ور!!میگی مثل بابابزرگم.شبا تو خواب راه میرم.یه مدت بود تنهایی تو شب بیرون نمیرفتی اما الان دوباره شبا خودت آب میخوری و از هر فرصتی استفاده میکنی تا منو بغل کنی و تو بغل هم بخوابیم.خیلی دوست دارم.عشق مامانی.(ا ا ا)

دیشب برا جفتتون کفش خریدیم از همونجا پاتون کردین و اومدین خونه.امیرمحم جونم که مقلد داداشیه.دوباره چشم چپم ورم کرده آخه دیروز تو خونه جدیدمون رفتیم و برای آخرین بار تمیزش کردم.به بابا میگی چرا به مامان کمک نکردی!!!

عاشقتونم.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)