بدون عنوان
پسمل گلیا سلام.دیشب دخترخاله نجمه عقد شد.اما امیرمحمد از اول تا آخرش گریه کرد و بغلم بود.آخه میخواست بره مردونه که بابا نبردش.خدا رو شکر بابا رو خیلی دوست داره.
امروزم خواب موندیم و امیرحسین جان دیر رفت.آخرین جلسه کلاس کارآفرینی بود .
بالاخره خاله میشیم.هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دوستون دارم.بوس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بدون عنوان
