رفتی رو میز نهارخوری وای وای وای
امیرمحمد جونم سلام
خوشگلم چشمک میزنی
برای اولین بار رفتی رو صندلی و از اونجا هم میز نهارخوری و حمله به شیرینی ها
دیروز مثل جت از خونه بیرون زدی شانس آوردیم تو خیابون ماشین نبود.عاشق بیرون رفتنی
الان نماز میخوندم خمامانی زنگ زد .اما قطع شد خودت تلفن رو برداشتی و شماره شونو گرفتی و الو الو کنان کلی با مامانی حرف زدی.
راستی در خونه مامانی رو هم خودت باز میکنی.
دوست دارم.بوس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



رفتی رو میز نهارخوری وای وای وای
