اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

بشکن بشکنه.بشکن

1392/12/1 11:27
نویسنده : ماماني
259 بازدید
اشتراک گذاری

امیرحسین جیگری سلام.خوشگلم دیشب خونه بابابزرگ دعوت بودیم.جده نسا هم بود و دو بار شیرینی خوردیم.عقدکنون جواد آقا و دفاع آقا سید حسن.در ادامه مبحث:بشکن بشکنه بشکن.دیشب جنابعالی یه ظرف چینی شکستین دو شب قبلشم خونه خودمون موقع پذیرایی از مهمونا بشقاب شکوندی.فدای سرت.شکستنی باید بشکنه.الانم با خاله سمانه و مامانی رفتین ال جی تا جاروبرقی بخرین.آخه جاروبرقی خاله سوخته..منم اولین کلاس ترو جدیدمو رفتم.چه بچه های نازی بودن و با معلومات.دلشوره و استرس گرفتم باید چند تا رفرنس خوب پیدا کنم.کلاسشون رو دست کم گرفته بودم.اکثرشون شیرازی و کرمانی و سیرجانی بودن حتی تبریزی هم داشتیم.برام دعا کن.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ابجي سجا
1 اسفند 92 12:30
بــیـــــا و داد دلــــم رس ، کــــه بــس هـــــوایـــی ِ-توست . . .!