اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

اميرحسين جونم تولد5سالگيت مبارک

1392/7/17 22:41
نویسنده : ماماني
271 بازدید
اشتراک گذاری


عزيزم برات تولد گرفتيم.ظهر که از مهد برگشتي خونه بابابزرگ موندي عصري برات کيک و فشفشه و شمع 5 گرفتيم و چون آب خونمون قطع بود خونه بابابزرگ رفتيم.به آقا رضا زنگ زدي و همونجوري که دلت مي خواست در حضور همگي جشن گرفتيم.کادوهات لباس خونگي از طرف من و تيرکمون بابايي و خميربازي و دفتر نقاشي هم ماماني و هم خاله سمیه جون.البته خاله نرگس هم زحمت کشيد و واست توپ واليبال خريد.ديقه نود بهشون گفتيم که تو زحمت نيفتن ولي خاله نرگسه ديگه.
عزيزم تولد 5 سالگيت مبارک.امسال مهد ميري به قول خودت پيش دبستاني1.خيلي روابط اجتماعيت بهتر شده.صبح سريع بيدار ميشي لباس مي پوشي و کيف خودت و داداشي رو برميداري و ميريم.شعراي خوشگلي هم ياد گرفتي همراه دعاي سفره ميگي اگه اين دعا رو نخونيم لقمه تو گلومون گير ميکنه.خيلي دوست دارم بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)