اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

۴ اسفند ۱۴۰۴ تولدم مبارک ۴۷ساله سدم🥰🥰

1404/12/4 0:37
نویسنده : ماماني
73 بازدید
اشتراک گذاری

😉سلام بعد از مدتها

خب خیلیی اتفاقها افتاده

امشب شب اخر روزه ی خونه ی بابابزرگ بود.امیرمحمد جانم کلاس زبان کانون داشت.نیم ساعت زودتر احازه شو گرفتم اما تیچرش گفت غیبت محسوب میشه.خیلیی ناراحت شدم براش.بعدم رفتیم م..

جالبه عمه محدثه نیومده بود چون زهرا کلاس داشت یک ربع آخر اومد 😎عمه منورم نیومده بود چون رفته بودن استخر😊

الانم منتظر بودم برا امیرعلی شربت درست کنم واسه دندون دردش که آبسه شده و کپسولاش تموم شده بود و نخریده بودیم😔

امروز جلسه ی دوم فیزیوتراپی کمر و گردن رو رفتم بازم کاملا مستقل😜فقط موقع بیرون اومدن از پارک از یه بنده خدایی کمک گرفتم.خب چه اشکالی داره.مجبور شدم تو رمضون برم دبگه درد کلافه ام میکنه😭😭دکتر گفت درد شانه فقط مربوط به فشار عصبی میشه.

خیلیی حرف دارم امااا برم بخوابم سحری خواب میمونم

پسندها (1)

نظرات (0)