اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

اسفند۱۴۰۳

1403/12/25 15:23
نویسنده : ماماني
267 بازدید
اشتراک گذاری
امروز۱۴ماه رمضانه.چشم بهم زدم و نصف شد.امیرمحمد جان هر روز روزه میگیره حتی امروز که سحری خواب موندیم.
از فردا بچه‌ها تعطیل هستند.
و دیشب خونمون رو قولنامه کردیم.این دو هفته چک داشتیم برا خرید خونه ی جدید.واقعا استرس بیش از حدی داشتم. وزنم۶۱شده۴ الی ۵ کیلو کم کردم.طلاهامو تا حدودی فروختم که فقط در عرض دو روز ۲۰میلیون ضرر کردیم
امیرحسین و امیرمحمد دارن خونه ی بابابزرگ رو رنگ میزنن.دست جده نسا هم شکسته و خونه ی مامانی هست.طفلک مامان حسابی خسته است.بابا رو هم بردیم برای اصلاح.بعضی وقتا خیلی خوبه بعضی وقتا هم خیلی محتاج و درمونده مثل یه بچه ی کوچیک
هنوز باورم نمیشه بابای قوی من آلزایمر گرفته
دوره ی قران رو هم تو مسجد جدید گرفتیم.
یادم بمونه برای خرید و فروش هر دو تا خونه دو رکعت نماز روز چهارشنبه بعد از نماز ظهر و عصر خوندم و هدیه کردم به امام جواد و بعدشم ۱۴۶ باز ذکر ماشالله لا حول و لا قوه الا بالله .دقیقا بعد از ۲ الی ۳ روز رفتیم بنگاه و قرارداد بستیم🥹🥹🥹

امروز تولد مامانه
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)