اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

شله زرد!!!

1393/4/19 14:29
نویسنده : ماماني
345 بازدید
اشتراک گذاری

پسمل گلیا سلام.خوشگلا دوتایی تون تو حمومین.

رفتیم بیرون براتون کفش تابستونی خریدیم برگشتنی میوه.اینقدر گرم بود که شیشه آب امیرمحمد تموم شد و نصف میوه ها.امیرحسین که اولش نمیخورد چون دیشب با هم افطاری خورده بودیم.میگفت روزه ام. ولی بعد دخل موز و هلو و شلیلا رو درآوردین دیگه جای نهار نذاشتین.

دیشب بعد مدتها برات قصه گفتم و بهدش اون قصه الکی تبدیل به مطالب جوک مانند و حرفای الکی و قهقهه های نصفه شبی شد.آخرشم میگی مامان جان من بازم از این حرفای خنده دارت بزن بخندم.عاشقتم مامانی.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)