اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

ابو!!!!!!!!!!!!!!

1393/2/1 16:41
نویسنده : ماماني
313 بازدید
اشتراک گذاری

امیرمحمد جون امروز تو ماشین همش میگفتی:ابو یعنی:آب میخوام.

چه کاریه آب که راحت تره گفتنش.

تا وبلاگ رو باز میکنم میای به عکسا اشاره میکنی:نی نی

کلاه و دستکش میپوشی تو این هوای گرم.

و البته دیروز عصر یه مراسم ختم رفتیم رسما کچلم کردی همش سی جز قرآنو بر میداشتی.آخرش خاله کنیز بردت کنار پرده از اون بالا آقایون پایینو دید میزدی و البته تا آخر جم نخوردی و مشغول شدی.

دیشبم تا نصفه شبی با هم اینقدر خندیدیم که حرص بابا دراومد و دعوامون کرد.ولی از رو نرفتیم و د بخند.خوشگلم عاشق لحظه لحظه زندگی کردن باهاتم.دوست دارم.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)