اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

مهربون مامان دوست دارم اندازه دنیا

1392/6/26 17:28
نویسنده : ماماني
287 بازدید
اشتراک گذاری


خوشگلم اومدی بهم میگی بده خاطراتمو بنویسم.مامان عاشقته.میدونی دیشب سرفه ام گرفت یه هو دویدی تو هال و با دیدنم سریع یه لیوان آب آوردی و بهم میگی:مامان نفهمیدم چه جوری خودمو شستمو شلوارمو بالا کشیدم و اومدم پیشت!!!البته امیرمحمدم سریع با روروئکش اومد پیشم و خندید اخه داداشی به سرفه و خنده حساسه انگاری یکی قلقلکش بده قهقه میزنه و میخنده.فداتون بشم بوس.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)