اسفند۱۴۰۳
امروز۱۴ماه رمضانه.چشم بهم زدم و نصف شد.امیرمحمد جان هر روز روزه میگیره حتی امروز که سحری خواب موندیم. از فردا بچهها تعطیل هستند. و دیشب خونمون رو قولنامه کردیم.این دو هفته چک داشتیم برا خرید خونه ی جدید.واقعا استرس بیش از حدی داشتم. وزنم۶۱شده ۴ الی ۵ کیلو کم کردم.طلاهامو تا حدودی فروختم که فقط در عرض دو روز ۲۰میلیون ضرر کردیم امیرحسین و امیرمحمد دارن خونه ی بابابزرگ رو رنگ میزنن.دست جده نسا هم شکسته و خونه ی مامانی هست.طفلک مامان حسابی خسته است.بابا رو هم بردیم برای اصلاح.بعضی وقتا خیلی خوبه بعضی وقتا هم خیلی محتاج و درمونده مثل یه بچه ی کوچیک هنوز باورم نمیشه بابای قوی من آلزایمر گرفته دوره ی قران رو هم تو مسجد جدید گرف...






