اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

یلدای96

سلام.برای اولین بار تب خال زدم. چه حس بدیه. بچه ها جشن یلدا داشتن روز چهارشنبه. امیر محمد لباس شاهزاده رو پوشیده به قول خودش اول هفته ای هم مامانی و خاله سمانه و سیده زهرا به جای ما اومدن مهدتون بعدم با هم رفتیم خونه بابابزرگ.براتون خمیر بازی و قیچی و چسب هم خریدن.عاشقتم مامان جونم. امیر حسین هم گلدان لوبیا برده مهد.انتظامات شده.معلمش فوق العاده ازش راضیه.گفته به خاطر امیر حسین فقط یه پیک میدم بهتون وگرنه مشق زیاد داشتین از دیروز امیر حسین داره گیفت درست میکنم برا شب یلدا.بابا گفت میریم خونه عمه محدثه ناراحت شدی میگی بهم منکه نمیام.میخوام برم خونه بابابزرگ.از دیشب بردمت اونجایی.دیشب خاله سمانه و خاله نرگس هم اونجا خوابیدن. ...
30 آذر 1396

امیر علی جان فضول

امروز امیر علی تو مهد گم شده آخرش تو اتاق بچه های بزرگتر پیدا میشه همه بسیج شدن تا پیدا شده رفته رو نیمکت از اونجا هم تو کمد...
25 آذر 1396

عشق کوچولوی من

سلام.عزیز مامان.دومین دندون کرسیت هم در اومد.بالا سمت راست لیوان چای رو برم داری تکیه پیدا به کابینت و میخوری میری تو کابینتا جای قند رو پیدا کردی و می خوری همش عاشق پفیلا هستی و هر روز برات میزارم تو کیفت. باهوش منی. بده بده .منه.بول یعنی لپ همزمان لپمونو میکشی. مهربون منی نازمون میکنی و هر چی داری تعارف میکنی وزنت نه و نیم قدت79 هنوز آب نمیگی. اما منطورتو می رسونی. توپ بازی رو دوست داری عاشقتم.بوووی...
22 آذر 1396

در آستانه 15 ماهگی دندون کرسی بالا سمت چپ امیر علی جان در اومد

سلام.خوشگلای مامان. امروز تعطیلیم.من و امیرمحمد و امیر علی رومون از 9شروع شد.صبحانه خوردیم میوه خوردیم.عمو زنجیر باف.اتل متل تتوله.کودک آزاری و خنده.در حین بازی تیزی اولین دندون کرسی امیرعلی جانم دیدیم .نهمین دندون سلام. دیشب خیلی سرد بود منفی دوازده🙃🙃 لباس شستیم.برا نهار میخوام ماکارونی بزارم الان امیر علی جان شیر میخوره و امیر محمدم کارتون میبینه.ماشین نداشتیم باطری خرابه.پس تو خونه میمونیم.لباسا رو هم رو شوفاژ خشک میکنیم امیر حسین میخواد بره تولد شایان دوستش.بعد از ظهری.عاشقتونم بوووس...
14 آذر 1396

ادامه پست قبل

راستی دستمال کاغذی برم داری فیش میکنی.بینی ما رو هم تمیز میکنی. کم کمکت مهدتو هم دوست داری الانم برس برداشتی سرتو شونه میزنی...
6 آذر 1396

امیر علی یک سال و دو ماه و بیست روزه من

سلام.امیر علی جان مگه مامان بابا دادا ددر بابا.بابابزرگ منظورت بول یعنی لپ و لپمونم میکشی از بس امیر محمد جان لپاتو کشیده جی جه یعنی جیجی تک تک صدای ساعت برق ن نی عکس نی نی روی قطره های آهن و آد تو تو مرغ عشقای مامانی ماشاالله همه چی هم میفهمی و فعلا به حرفمون میکنی.مثلا شلوارتو دم در دستشویی میخوای دربیاری بوس کردنت عالیه.صدا دار بوس میکنی.به خصوص قرآن رو عاشقتم عزیزم.بوووس...
6 آذر 1396
1