اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

آغاز هفته شانزدهم

سلام گل مامان دیشب وقت دکتر داشتم.خدا رو شکر ازمایش ژنتیک هم خوب بود..فشارم دوباره هشت بود که برام سرم نوشت.صدای قلب نازنینت رو هم گوش دادم برای 25 فروردین هم سونو نوشت.خیلی دوست دارم.بوووس
27 اسفند 1394

آخرین چهارشنبه سوری چهار نفری سال نود و چهار

سلام.دیشب رفتیم خونه بابابزرگ.اونجا شام خوردین و بعدش با خاله نرگس رفتیم چهارشنبه سوری.بابابزرگ بهتون لاستیک داد و نفت.رفتیم و بارون گرفت.نهایتا لاستیک رو آتیش دادیم و میوه خوردیم و از روی آتیش پریدیم.و دوازده برگشتیم.دوستون دارم بوس.آن شاالله سال دیگه پنج نفری
26 اسفند 1394

دعوا

راستی دوباره حالم ناجور بده.نهار نخورده میخوام.ساعت دو دوباره شما دو تا به هم پریدن و بابا هم دعوات ون کرد .منم فکر کردم کتک خوردین بیدار شدم و همین باعث یه سری دلخور یا شد.بعدش خیلیییی عصبی شدم و گمونم برای اولین بار هردوتاتون کتک خوردین.اصلا دست خودم نبود.و بعدش اینقدر گریه کردم که سردرد شدم.خیلی وجدان درد گرفتم.حالا سه تا بشین خدا به خیر کنه.منو ببخشین.خیلی دوستون دارم.بووووس
26 اسفند 1394

پیک نوروزی امیرحسین

امیرحسین نازم سلام.دیروز بالاخره پیک بهتون دادن و بابا اومد دنبالت و تعطیل.خیلی خوشحال بودی.از راه اومده شروع به حل تمرینات کردی.خدا رو شکر چشم نخوری خیلی پیشرفت کردی و دیگه اذیت نمیکنه.پسر باهوش خودمی.بووووس
26 اسفند 1394

امیرمحمد و ختنه

سلام.امیرمحمد نازم.آن شاالله خدا بخواد سوم عید ختنه میشی.میدونم دیر ولی چاره ای نداشتم.به بابا میگم بعدی اگه پسر باشه دیگه به حرفت گوش نمیده قبل چهل روز ختنه اش میکنم.دوست دارم.بوووس
26 اسفند 1394

آزمایش ژنتیک

سلام گل مامان.امروز ازمایش ژنتیک دادم.دعا کن نتبجه اش خوب باشه.خیلی دوست دارم.بوووس. برای پسرا خرید عید کردیم و برای بابایی دوستون دارم.بوووس
20 اسفند 1394

مرخصی

امروز مرخصی داشتم و با امیرمحمد تو خونه موندم.خوب بود.سرگیجه های دیروز کمتر شدن خدا رو شکر.مامانی از قم زنگ زده با متر دور شکم بچه ها رو اندازه بگیر میخوام لباس بخرم!التماس دعا
19 اسفند 1394

اولین تکون

عزیز مامان هفته  چهارده رو داربم تموم میکنیم.امروز صبح اولین تکون رو احساس کردم اگه اشتباه نباشه.بابا میگه خیلی زوده و حتما پسری.دوست دارم.بوووس
17 اسفند 1394