اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

مامانی مریضه دعا کنین

سلام بچه ها دوتایی پیش مامانی هستین امروز قلب مامانی درد گرفته و با بابابزرگ اورزانس رفتن خدا رو شکل فعلا مشکلی نیست اما فشار خون بابابزرگ هم 17 بوده.خدا ختم به خیر کنه دعا کنین تا مشکلاتشون تموم بشه.همش عصبیه من می دونم.خدایا سلامتی رو از مون نگیر مریضامونو شفا بده.
28 دی 1393

بدون عنوان

j یسلام به پسرای خوشگل خودم. کامپیوترمون فارسی نمینوشت خوب نوشتن خاطراتتون به تعویق افتاد. مهدی آقا اومده و شده همبازی داداشیا.بهشون خوش می گذره. الان دوتایی حموم رفتین و ظهرم امیرحسین جون بهمون کباب دادودستش درد نکنه. دیشب از خواب پریدی و تو بغلم گفتی:مامان خواب بد دیدم بابا داشت امیرمحمد رو می کشت!!!منم مثل فیلما نفس نفس زنان از خواب پریدم. امیرمحمد جونم تو درست کردن پازل میوه خیلی پیشرفت داره و اینقدر قشنگ میگه:آناناس که می خوام بخوروش. تعطیلیامون تموم شد و از فردا دوباره مهد میرین.البته کلاس دانشگاه روزای دوشنبه تعطیلیم.وقتی از دست امیرمحمد عصبانیممیاد میخنده و میگه:مامان فاطی سلام!!! لباس آستین دارمو آوردی میگی:ب...
26 دی 1393

توپ فوتبال

امیرحسین جونم سلام سوزن توپ گیر آوردی و بالاخره توپ فوتبالی که خاله نرگس واسه تولدت خریده رو باد کردین.حالا این منم و یه بمب خطرناک توی خونه به خیر بگذره
19 دی 1393

26ماهگی امیرمحمد جان مبارک.75 ماهگی امیرحسین جانم مبارک

خوب بگم از کارای امیرمحمد جون کماکان شبا دستش روی می میه و قربون صدقش میره تا خوابش ببره اون دستشم رو چشمش تا به زور بخوابه.یه وقتایی هم عروسکاشو ردیف میکنه ذوق میکنه مخصوصا پیشی رو تو بغلش داره رو بالشت زیر پتو تا بخوابه. سوره توحید رو با داداشی میخونه آخر هر آیه رو تا ده میشمره بازم به کمک داداشی عاشق عمو زنجیربافه و صدای ببعی داداشی هم دیشب ازم تست زبان میگرفت و میگفت میدونی گلو یعنی چسب.فلاور یعنی گل حالا بگو قیچی چی میشه من که کم آو.ردم.تسلیم.و تازگیا میخوای مهندس خاک بشی!!!مثل مهدی آقا عاشق پزویی و داداش امیرمحمدم همه ماشینا رو سمند میبینه.یه باباجان میزنه که بابا عاشقشه و رگ خواب بابا رو پیدا کرده.خیلی دوستون دارم.بوس ...
17 دی 1393

.: اميرمحمد تا این لحظه ، 2 سال و 2 ماه سن دارد :.

.: امیرحسین تا این لحظه ، 6 سال و 3 ماه و 2 روز سن دارد :. سلام به پسرا.الان تو تعطیلاتیم و خوش می گذرونین.حتی امیرحسین که همیشه سحرخیزه الان 9 بیدار میشه.میرین خونه بابابزرگ اونجا شن بازی می کنین بیل دارین و خاک بازی و گل کاری و امیرحسین جانم لوله کشی میکنه.دوستون دارم بوس.
17 دی 1393

عروسی

سلام به گل پسرا دیشب قبه طور ناگهانی به عروسی دایی مامانی دعوت شدیم.به امیرمحمد جون خیلی خوش گذشت و کمی قر داد.بعدشم همش فیلم عروسی رو می خواست.داداش امیرحسینم که ماشاالله مردی شده و با کت شلوار قهوه ای قسمت مردونه بود.خیلی دوستون دارم.بوس
13 دی 1393

عروسی

سلام به گل پسرا دیشب قبه طور ناگهانی به عروسی دایی مامانی دعوت شدیم.به امیرمحمد جون خیلی خوش گذشت و کمی قر داد.بعدشم همش فیلم عروسی رو می خواست.داداش امیرحسینم که ماشاالله مردی شده و با کت شلوار قهوه ای قسمت مردونه بود.خیلی دوستون دارم.بوس
13 دی 1393

خط خطی

سلام پسرای گل این روزا امیرمحمد جان مدام در حال خلق شاهکارهای جدید هستند روی دیوار تشک و آخریش روی برگه امتحان ترم بچه ها. الان دوتاییتون خونه بابابزرگ خوابین.دوستون دارم.بوس
9 دی 1393